خرید بک لینک
وقتى جوان بودم، قايق سوارى را خيلى دوست داشتم. يك قايق كوچك هم داشتم كه با آن در درياچه قايقسوارى مىكردم و ساعتهاى زيادى را آنجا به تنهايى مىگذراندم. در يك شب زيبا و آرام، بدون آنكه به چيز خاصى فكر كنم، درون قايق نشستم و چشمهايم را بستم. در همين زمان، قايق ديگرى به قايق من برخورد كرد. عصبانى شدم و خواستم با شخصى كه با كوبيدن به قايقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا كنم؛ ولى ديدم قايق خالى است! كسى در آن قايق نبود كه با او دعوا كنم و عصبانيتم را به او نشان دهم. حالا چطور مىتوانستم خشم خود را تخليه كنم؟ هيچ كارى نمىشد كرد! دوباره نشستم و چشمهايم را بستم. در سكوت شب كمى فكر كردم. قايق خالى ادامه مطلب

برچسب: قایق, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

رسم عاشـق شدن این نیست

که من خار شوم…

یا تو درفکـر خودت باشی و

بیمــار شــوم…

رسم دلدادگی این است که

یکـدل بشویم…

غیر از این تو غمی و من فقط

آزار شــوم

+ نوشته شده در 2017/6/19ساعت 1:21 PM توسط ❤♫◕‿◕mahaya◕‿◕♫❤ |

برچسب: رسم,عاشقی, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

مادربزرگم همیشه میگفت آنهایی که برای رسیدن به آرزوهایت بیش از دیگران وقت میگذارند، بیش از دیگران دوستت دارند.

مادربزرگم همیشه میگفت آنهایی که وقتی از آرزوهایت حرف میزنی چشمانشان برق میزند چند نفر بیشتر نیستند.
میگفت این چند نفر مهمترین آدمهای زندگیات هستند...مراقب باش گمشان نکنی

+ نوشته شده در 2017/6/19ساعت 8:1 PM توسط ❤♫◕‿◕mahaya◕‿◕♫❤ |

برچسب: مهم,ترین,ادمای,زندگیت, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

تو ثریای منی آمدنت شیرین است
من نگویم که چرا آمده ای و دیر است

شهریارم که بسی خون جگرها خوردم
چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است

❣❤️

+ نوشته شده در 2017/6/20ساعت 3:30 PM توسط ❤♫◕‿◕mahaya◕‿◕♫❤ |

برچسب: شهریارم, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

ببـين؛
مـن دارم آرزو به آرزو
تمـام مى شوم ..
به فـردا بگو؛
اين بار
يا اصلا نيـايد،
يا تـو را هم، با خود بيـاورد !

+ نوشته شده در 2017/6/24ساعت 10:59 PM توسط ❤♫◕‿◕mahaya◕‿◕♫❤ |

برچسب: بیا, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

متتظرم

صبح ها،
گیج هم خوابی با خیالت هستم ..
تخت خواب را نمی توانم رها کنم،
هی چشم هایم را فشار می دهم،
باز بخوابم ..
باز تو باشی !

+ نوشته شده در 2017/6/25ساعت 12:33 PM توسط ❤♫◕‿◕mahaya◕‿◕♫❤ |

برچسب: متتظرم, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

روزی میرسد روزى ميرسد كه با وجود تمام تقلاها براى ماندنِ كسى كه دوستش داريد، به اين باور ميرسيد كه بايد همه چيز را رها كنيد و برويد ..ميفهميد دست كشيدن از دلتان بهترين كاريست كه بايد انجام دهيد،زيرا آن شخص، خودش را متعلق به شما نميداند ..قلبتان مچاله ميشود، درد دارد،زجر ميكشيد،اما هيچ چيز بدتر از شكسـتن و خرد شدنِ غرور نيست،آدم بى غرور چيزى ندارد كه بخواهد از دست بدهد ..رها كنيد آدم هايى راكه براى رفـتن آمده اند ! + نوشته شده در 2017/7/10ساعت 1:45 PM توسط ❤♫◕‿◕mahaya◕‿◕♫❤ | ادامه مطلب

برچسب: روزی,میرسد, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:59

مونالیزا در کشورها و ملیت های گوناگون

Mona Lisa, by Leonardo da Vinci, from C2RMF retouched.jpg

برو به ادامه مطلب

برچسب: موناليزا,موناليزا افغانستان,موناليزا الفنانة, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:06

پاییز موجود خفنی است. کمی خودشیفته است و هی به لباسهایش پز میدهد. کمی هم خودنماست ... بهخاطر همین اینجور با خودخواهی در خیابانها راه میرود. بعد با کفشهای نوکتیز براقش، برگهای خشک و رنگیرنگی را له میکند. پاييز خيلي دوست دارد از او عكس بگيرند. هي جلوي دوربين ژست ميگيرد. لبخند ميزند. سرش را كج ميكند. موهايش را اين سو و آن سو شانه ميزند براي اينكه او خود نماست. پاييز به همهي نقاشان معروف دنيا گفته است لطفاً پرترهي مرا بكشيد. لطفاً از رنگهاي زيبا استفاده كنيد. لطفاً زياد و اغراقآميز باشد... و نقاشان دنيا عاشق او شدهاند. چون مدل خوبي است. روي يك چهارپايه مينشيند و حركت نميكند. لبخند ميزند و چشمهاي درشتش را به اطراف ميچرخاند و خسته نميشود. آنقدر با حوصله اين كار را ميكند كه نقاشان بزرگ دنيا براي كشيدن او با هم دعوا ميكنند... پاييز خوشحال است كه در فريمهاي عكس، در تابلوهاي نقاشي، در فيلمهاي بسيار پر احساس نقش اول را دارد. پاييز حالا اگر ببيند يك مطلب در هفتهنامهي دوچرخه به او اختصاص دادهايم با فيگورهاي مختلف و اداهاي عجيب و غريبش در سراسر دنياادامه مطلب

برچسب: عاشقانه های پاییزی,عاشقانه های پاییز طلایی,عاشقانه های پاییز 93, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:06

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانیکه وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت من همانی امکه همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد ومی گوید من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنیهمانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کندهمانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شودهمانی که بعضی وقت هاپشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود البته گاهی همخود خواه حالا یادت آمد من کی هستم خدایا هر چند دلم را شکستند . ..اما . . می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم وآنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم...خدایا؟؟؟حواست بهم هست؟؟؟مواظبم باش.خدایا من همانم فرقی نکردم دارم میرم؛میرم از دنیای مجازی×_×دنیایی که جز به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکردم.خدایا میگن بیت المال و نمیبخشی پس اگه بیت المالی و اینجا ضایع کردم ازدلش دربیار. میگن دل شکستن تاوان داره خودت بارها گفتی فرار نکن بایست و باهاش مقابله کن.نمیخوام فرار کنم ولی کم آوردم همیشه گفتی عقلتو به دلت ترجیح بدهولی من به خودم اطمینان ندارم یه وقت دیدی دل و زدم به دادامه مطلب

برچسب: خدايا,خدايا شكرت,خدايا كمكم كن, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:05

تاریخچه جشن هالووین جشن هالووین، از دو هزار سال پيش در كشورهای غربی رواج داشته و بيانكننده اعتقاد گذشتگان به ارواح و جهان پس از مرگ است. هالووین را براي نخستين بار، سالها پيش از ميلاد مسيح (ع) قومی كاتوليك ساكن ايرلند و فرانسه اجرا كردند. افراد در آستانه سال جديد ميلادی ( آنان نوامبر را به جاي دسامبر آخرين ماه ميلادی میدانستند)، همه آشنايان و دوستان به ياد ارواح مردگان، دور هم سر سفرهای جمع ميشدند و با برپايی آتش، غذاهايشان را با يكديگر تقسيم میكردند. آنان بر اين باور بودند كه در این شب راه میان دو جهان باز میشود تا ارواح درگذشتگانشان نیز در جمعشان حاضر شوند ؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند، مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند. رسم بر اين بود كه پس از اين دورهم جمع شدن، كشيشها در شب زندهداری اين شب، وقايع آينده را پيشگويی كرده و با نماز و دعا، ارواح مقدس را از جهنم به بهشت هدايت میكردند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:05

کریسمس یکی از روزهای مقدس سال است که به سالروز میلاد حضرت عیسی بن مریم(ع) اشاره دارد، اما به طور کلی جشن کریسمس تولد مسیح(ع) تحت تأثیر سنتها و رسوم سکولار جشنهای زمستانی چون ساتورنالیا قرار گرفته است. سنتهای کریسمس دربرگیرنده نصب تصویر سنتی تولد مسیح، تزئین درخت کریسمس و تبادل هدیه و کارت تبریک و حضور بابانوئل در شب عید کریسمس است و محورهای این عید بر ترویج حسن نیت، بخشندگی، مهربانی و گردهمایی های خانوادگی استوار است. کریسمس به صورت سنتی روز ۲۵ دسامبر برگزار میشود، اما برخی کلیساهای ارتدکس شرقی روز ۷ ژانویه را به عنوان کریسمس جشن میگیرند که با ۲۵ دسامبر در تقویم جولیان یکسان است. این تاریخها تنها سنتی بوده و به نظر نمیرسد تاریخ حقیقی تولد مسیح چنین روزی بوده باشد. کریسمس در بسیاری از کشورهای سراسر جهان جشن گرفته میشود و این امر به چگونگی پراکندگی مسیحیان و فرهنگ غربی و ترکیب آن با جشنهای زمستانی ارتباط دارد. علی رغم نفوذ شایع سنتهای کریسمس آمریکایی و بریتانیایی که در فیلمها، ادبیات، تلویزیون و سایر رسانه ها مشاهده میشود، سنتهای متعددی به منظور جشن کریسمس هنوز هم در مناطق و محلهایادامه مطلب

برچسب: کریسمس نزدیک است, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:05

تاریخ تولد شما : ١/دی/١٣٧٩ تاریخ تولد شما به سال میلادی: 2000/12/21تاریخ تولد شما به سال قمری: 24 رمضان 1421روز تولد شما :پنج شنبهسن شما چقدره؟ : 15 سال 10 ماه 22 روز از تولد شما چقدر گذشته ؟چند ماه : 190 ماهچند هفته : 829 هفتهچند روز : 5,805 روزچند ساعت : 139,334 ساعتچند دقیقه : 8,360,075 دقیقهچند ثانیه : 501,604,503 ثانیهچند روز تا تولد شما باقی مونده؟! 39 روز اطلاعاتی در مورد ماه تولد شما سمبل : بزعنصر : خاكسیاره : زحلعضو آسیب پذیر : زانو- استخوان روز اقبال : شنبهاعداد شانس :8و9سنگ خوش یمن : لعلرنگ : سیاه و قهوه ایی ادامه مطلب

برچسب: تولد من,تولد من شعر,تولد من چند پاییزه, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:05

هنوزم دلم واسه هیچکی نمیره حالا کو تا چشمم کسی رو بگیره تو هر جمعی میرم میشینم یه گوشه حالا کو تا قلبم بازم زیر و رو شه ببین خنده هام بدتر از گریه هامن نگاه کن فقط که چیکار کردی با من من از بس به یادت می افتم عزیزم هنوزم به هیچکی نگفتم عزیزم عزیزم یه چیزایی که پیش میاد واسه آدم چه ساده همه چیزمو از دست دادم فقط اومدی خاطره ساختی رفتی منو توی دردسر انداختی رفتی یه چیزایی که پيش میاد واسه آدم چه ساده همه چیزمو از دست دادم فقط اومدی خاطره ساختی رفتی منو توی دردسر انداختی رفتی هنوزم دلم واسه هیچکی نمیره الهی برات این غریبه بمیرهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:04

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو . صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد . روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی , موسيقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت . مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توی نت های موسيقی خلاصه می شد . هيچ کس اونو نمی ديد . همه , همه آدمايي که می اومدن و می رفتن همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز می کردن فقط براشون شنيدن يه موسيقی مهم بود . از سکوت خوششون نميومد . اونم می زد . غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون می زد. چشمش بسته بود و می زد . صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود . بدون انتها , وسيع و آروم . يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقی کرد . يه دختر با يه مانتوی سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود . تنها نبود ... با يه پسر با موهای بلند و قد کشيده . چشمای دختر عجيب تکونش داد ... یه لحظه نت موسيقی از دستش پريد و يادش رفت چی داره می زنه . چشماشو از نگاه دختر دزديد و کشيد روی دکمه های پيانو. احساس کرد همه چيش به هم ريخته . دختر داشت می خنديد و با پسری که روبروش نشستهادامه مطلب

برچسب: پیانو,پیانو دیجیتال,پیانو ایرانی, نویسنده: نیکا محمدپور تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 23:04

صفحه بندی